پسره به دختره که تازه باهاش دوست بود
میگه : امروز وقت داری بیایی خونمون
دختره میگه : مامانم نمیزاره با چه بهونه ای بیام!!!
پسره : بگو میخوام برم اسنخر
دختره اومد خونه دوست پسرش
پسره : تو که اومدی استخر باید موهات خیس باشه
برو تو حموم موهاتو خیس کن
وقتی میره حموم پسره به دوستاش زنگ میزنه
پسره و دوستاش یکی یکی
این آخریه رفت حموم نه 1 ساعت نه 2 ساعت موند تو حموم
دیدن این دیر کرد رفتن حموم
و یهو دیدن پسره و دختره رگ دستشونو با هم زدند
و گوشه حموم افتادن و روی دیوار حموم
نوشته : نامردا خواهرم بود....
نفرین به تمام نامردای روزگار ...
نظرات شما عزیزان:
زینب جووون 
ساعت1:43---26 تير 1394
لعععععععععنت ب پسرای عوضیییییییی......
لعنت ب روزگااااااااار.....
لعنت به ادمای فااااااااسد....
لعنتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت.....
پاسخ:وای حرص نخور زینب جون.اروم باش
F@tiiiiiii 
ساعت1:24---26 تير 1394
چرت بابا ی چیز دیگ ای بود هر کسی ی چیزی برا بد بخت درس کردن
پاسخ:ها؟؟؟؟؟؟
فهیمه 
ساعت14:37---25 تير 1394